نوشته شده توسط : افسر جنگ نرم

یکی از راه‌های موفقیت در تمامی ابعاد یک ملت، همدلی و اتحاد در درون جامعه است؛ چراکه از این طریق است که منافع ملی بر منافع شخصی اولویت پیدا می‌کند و اکثریت قریب به اتفاق مردم، همگام و یکدست به‌سوی موفقیت گام برمی‌دارند و در زیر سایه‌ی این همدلی، هرگز از سوی بدخواهان و بیگانگان آسیبی به جامعه وارد نمی‌شود.

نظام اسلامی نماد کامل مردم سالاری دینی و دارای پیوند عمیق میان ملت و دولت است که در نوع خود همۀ اقوام و آحاد مختلف مردم را در زیر چتر همدلی و هم زبانی ملت و دولت گرد هم آورده است، و امنیت و آرامش بی نظیر را در کشور حاکم کرده است، که نقش کلیدی مقام معظم رهبری در اتخاذ رویکرد مردم گرایی و محوریت مطالبات ملت در تحقق این مسأله غیر قابل انکار است.

در کشور ما همه مسئولان خواه یا ناخواه از طرف مردم انتخاب می شوند پس مردم حرف اول را می زنند. در واقع مردم هم باید به منتخبان خود اعتماد کنند و در مقابل مسئولان نیز باید رضایت مردم را جلب کنند. همزبانی و همدلی می‌تواند همیشه مطلوب باشد و اختصاص به سال خاصی ندارد، همیشه دولتی که بر سر کار می‌آید باید خودش را دولت همه مردم بدانند چه کسانی که به او رای داند و چه کسانی که به او رای نداند، مردم هم وظیفه دارند که از دولت منتخب حمایت کنند چه کسانی که به این دولت رای دادند و چه کسانی که به این دولت رای ندادند.

وقتی که رهبر بر وحدت دولت و ملت تاکید دارند یعنی ما در شرایط کنونی بیش از هر چیز به انسجام داخلی نیاز داریم؛ زیرا شرایط حساس ایران در منطقه و در برابر دشمنانی که همواره در برابر ما متحد بودند این انسجام را می‌طلبد.

لذا نتیجه می گیریم هر جا که دولت و ملت در کنار یکدیگر بودند و با هم همکاری کردند به هرچه خواستیم رسیده‌ایم، ما باید این بینش را در جامعه فرهنگ سازی کنیم تا بتوانیم با اقتدار به اهداف خود برسیم. اگر به همدلی و همزبانی دست پیدا کنیم شاهد رفع بسیاری از مشکلات هستیم اکنون که دولت در آستانه مذاکرات است با همدلی و همزبانی می‌توانیم این مذاکرات را به نفع ایران و ایرانی تمام کنیم.چرا که هر وقت همدل و همزبان بودیم طرف مقابل کوتاه آمد و هر وقت همدل نبودیم دشمنان هم سوء استفاده کردند.

ما بعنوان یک ایرانی وازآنجایی که متعلق به ایران هستیم باید شعار رهبری را که مبنی بر همدلی وهمزبانی ملت ودولت است را سرلوحه کار خود قراردهیم تابتوانیم مسیرپیشرفت وترقی را به نفع خود تغییر دهیم.


تاریخ انتشار : سه شنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ |
نوشته شده توسط : افسر جنگ نرم

به گزارش زاهدانه،حداقل سهم هر خانه در زیبایی شهر،آراستگی ونمایی است که رهگذران با آن مواجه هستند. باگسترش زنذگی آپارتمان نشینی این روزها خانه های زیادی به چشم می خورد که مجهز به بالکن است. تمیز نگه داشتن بالکن های روبه خیابان می تواند محیطی آرام بخش ودلنشین نه تنها برای ساکنان آن بلکه بقیه شهروندان به وجود بیاورد، اما هستند افرادی که وسایل غیر ضروری وبی استفاده خود را در بالکن ها جمع می کنند و نمایی زشت به آپارتمان می دهند.

با دیدن این بالكن‌ها اولین چیزی كه به ذهن هر رهگذری می‌رسد، رفتار و پاكیزگی اعضای آن خانه است. درست است، چیدمان بالكن هم می‌تواند نشان‌دهنده نوع رفتار افراد باشد. بالكن‌ها تنها به اعضای خانواده مربوط نیستند، زیرا جزیی از نمای بیرونی بوده و به سایر شهروندان هم تعلق دارد. بنابراین با تمیز و زیبا نگهداشتن بالكن خانه می‌توانیم به زیبایی شهرمان هم كمك كنیم.
اگر شما هم درحال عبور از كوچه‌ها و خیابان‌های شهر به بالكن‌ها نگاه كنید، متوجه می‌شوید برخی آن را با انباری اشتباه گرفته‌اند. زباله‌ها و اشیای غیرقابل استفاده، سال‌ها در بالكن می‌مانند تا روزی شاید كسی دلش به رحم آمده و فكری به حال آنها كند. شاید اینقدر این صحنه را دیده‌ایم كه خودمان هم باورمان شده بالكن همان انباری كوچك خانه ماست.
اکثرمجتمع های خیابان پرستار،دانش وجمهوری در زاهدان مورد بی توجهی ساکنان قرار گرفته است چرا که بسیاری از افراداز بالکن هایشان به عنوان انباری استفاده می کنند ،شلوغی ونامرتب بودن بالکن ها جلوه بسیاربدی در ذهن افرادی به وجود می آورد که شاهد این منظره هستند.بد نیست گاهی ساکنان آپارتمان ها ،به نمای بیرونی خانه خود توجه بیشتری داشته باشندونسبت به محیط خارج ساختمان خود هم احساس مسئولیت کنند.گاهی فکر کردن به طاقچه ها وپنجره های حیاط خانه های قدیمی که سرتاسرش را گلدان هایی با گل های سرخ وسفید وزردفرا می گرفت،لذت بخش ترین قسمت تصور یک ذهن می شود.متاسفانه امروز نه تنها خبری از گل وگلدان نیست بلکه تبدیل شدن بالکن ها به انباری جلوه بسیار زشت ونامطلوبی را به شهرداده است.چرا بایداینگونه شود؟ما با گل وگیاه قهر کرده ایم یا تمیزی وآراستگی باما؟
خوب است فرهنگی برای یکسان سازی استفاده از بالکن ها در بین آپارتمان نشین ها به وجود بیاید تا دیگر در بالکن هر منزلی خبری از آشفته بازارها نباشد.آراستگی وتمیزی محل زندگی می تواند دیگران را تحت تاثیر قرار دهد و چهره نابسامان شهر را آراسته کند.چه خوب می شود اگر افرادبه جای بشکه های رنگارنگ نفت،کولرهای رنگ ورورفته،کارتن ها و... از گلدان های زیبا ویکسان استفاده کنندچرا که وجود گل وگیاه نه تنها به زیبایی آپارتمان ها کمک می کند وبرای ساکنان آرامش به وجود می آورد بلکه رهگذران هم با لذت بردن ازآن منطقه با ذوق وهنر صاحب خانه را می ستایند.
 
تاریخ انتشار : سه شنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ |
نوشته شده توسط : افسر جنگ نرم
ماهواره از نون شب هم واجب تر

دانلود سایز بزرگ پوستر
---------------------------------
پوستر سالروز شکست آمریکا در طبس

دانلود سایز بزرگ پوستر
---------------------------------
پوستر ولادت امام محمد تقی (ع)

دانلود سایز بزرگ پوستر

---------------------------------
پوستر روز بزرگداشت سعدی

دانلود سایز بزرگ پوستر
---------------------------------
پوستر روز بزرگداشت شیخ بهایی

دانلود سایز بزرگ پوستر

---------------------------------

اینفوگرافیک کار و کارگر

دانلود سایز بزرگ اینفوگرافیک
---------------------------------پوستر شهادت استاد مطهری و گرامیداشت هفته معلم

دانلود سایز بزرگ پوستر
---------------------------------
پوستر ولادت امام علی (ع)

دانلود اسیز بزرگ پوستر
---------------------------------
پوستر روز ملی خلیج فارس


تاریخ انتشار : دوشنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۴ |
نوشته شده توسط : افسر جنگ نرم


به گزارش زهدانه به نقل از سرویس اجتماعی همه با هم: دغدغه معلم همیشه این است که حیات بشر، بر مدار ارزش ها و کرامت انسانی بچرخد و شناخت خدا و مکتب و دین، همت اساسی آدمی باشد و هیچ بیگانه ای را مجال تجاوز به فرهنگ ارزشی دین و میهن فراهم نیاید. در این مسیر خطیر، بزرگانی گام نهاده اند که نامشان بر تارک زمان می درخشد. علامه شهید استاد مرتضی مطهری (رحمه الله) از همین طایفه مقدس است که در سنگر تعلیم و تعلم، به قله های رفیعی دست یافت تا آنجا که معمار انقلاب اسلامی ـ که خود معلمی بزرگ است ـ همه آثارش را مفید می داند و بهره برداری از آنها را سفارش می کند. هنر معلمی:معلمی شغل و حرفه نیست، بلکه ذوق و هنر توانمندی است معلمی در قرآن به عنوان جلوه ای از قدرت لایزال الهی نخست ویژه ذات مقدس خداوند تبارک و تعالی است. در نخستین آیات قرآن که بر قلب مبارک پیغمبر اکرم (ص) نازل شد، به این هنر خداوند اشاره شده است:اقرا باسم ربک الذی خلق، خلق الانسان من علق، اقرأ و ربک الاکرم، الذی علم بالقلم، علم الانسان ما لم یعلم. (علق: ۱ـ ۵)بخوان به نام پروردگارت که جهانیان را آفرید. انسان را از خون بسته سرشت بخوان ! و پروردگارت کریمترین است همان که آموخت با قلم، آموخت به انسان آنچه را که نمی دانست.در این آیات خداوند، خود را «معلم» می خواند و جالب این که معلم بودن خود را بعد از آفرینش پیچیده ترین و بهترین شاهکار خلقت، یعنی انسان آورده است.مقام معلم بودن خدا، بعد از آفرینش قرارداد. نوعی انسانی را که هیچ نمی دانست، به وسیله قلم آموزش داد که این از اوج خلاقیت و هنر شگفت خداوند در امر آفرینش حکایت دارد:چو قاف قدرتش دَم بر قلم زد هزاران نقش بر لوح عدم زداز این رو، می توان گفت که هنر شگفت معلمی از آن خداوند عالم است.ـ شهید ثانی رحمت الله درباره هنر معلمی خداوند می فرماید:خداوند از آن جهت به وصف (اکرمیت) و نامحدود بودن کرامتش، توصیف شد که علم و دانش را به بشر ارزانی داشته است. اگر هر مزیت دیگری، جز علم و دانش، معیار فضیلت به شمار می رفت، شایسته بود همان مزیت با وصف (اکرمیت) در ضمن این آیات همراه و هم پا گردد و آن مزیت به عنوان معیار کرامت نامحدود خداوند به شمار آید. کرامت الهی در این آیات با تعبیر «الاکرام» بیان شده است. چنین تعبیری می فهماند که عالی ترین نوع کرامت پروردگار نسبت به انسان با والاترین مقام و جایگاه او، یعنی علم و دانش هم طراز است. الفبای عشقمعلم عزیز! آن زمان که پای درست می نشستم و تو الفبای عشق را به من می آموختی، دلم از گوهر کلمات خالی بود و من با انبوهی از حرف ها به خانه بر می گشتم و شبانگاهان، با یاد تو به خواب می رفتم. سال ها از آن لحظات شیرین می گذرد، ولی هنوز یاد و نامت دردلم زنده است و تو را می ستایم که همچون انبیا، به تعلیم و تربیت عشق می ورزی. آن زمان برایم از دانایی می گفتی، محبت را می آموختی و زندگی را هجا می کردی، و من در سایه سار وجودت پیش می رفتم و قدم امروز به احترام نامت قیام می کنم، در زلال کلماتت رها می شوم و حدیث زندگی را با تو مرور می کنم. از قدم برمی داشتم. تو بودی که دست مرا گرفتی تا در پرتگاه ها و لغزش گاه های زندگی نیفتم.نیکی ماندگاربر اساس آموزه های دینی، آموختن دانش به دیگران، آثار معنوی ماندگاری برای آموزگار در پی خواهد داشت. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «آدمی در روز رستاخیز می آید و با خود کارهای نیکی چون ابرهای انبوه یا کوه های سر به فلک کشیده دارد. پس می گوید: پروردگارا! اینها را که من انجام نداده ام، پس از کجایند؟ خداوند می فرماید: این دانش توست که به مردم آموختی و پس از تو بدان عمل کردند». پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در این روایت، آموزش را به عنوان نیکی ماندگاری برای معلمان معرفی می کند.همگام با پیشرفت های علمیدانایی، اندیشیدن و نوآوری، از ویژگی های معلمی است که همگام با علوم روز پیش می رود. معلم موفق کسی است که به اطلاعات پیشین خود بسنده نکرده، با فراگیری همیشگی دانش، در شکوفایی علمی دانش آموزان خود نقش مهمی ایفا کند. امام حسن علیه السلام می فرماید: «به مردم بیاموز و دانش دیگران را فراگیر تا دانش خود را استوار سازی و آنچه را ندانسته ای، بدانی».بهترین چیزهاتعلیم و تربیت انسان ها، پاداش فراوانی به همراه دارد و کسانی که خالصانه به امر تعلیم مشغولند، از چنین پاداشی بی نصیب نخواهند بود. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید: «بهترین چیزهایی که انسان پس از خود به یادگار می نهد، سه چیز است: فرزند شایسته ای که برایش دعا می کند، صدقه جاریه ای که پاداشش به وی می رسد و دانشی که پس از وی بدان عمل می شود».آمرزش خواهی ماهیانیکی از آثار معنوی آموزگاری، برخوردار شدن از محبت بیکران پروردگار و بخشوده شدن خطاهاست. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «جنبندگان زمین، ماهیان دریا، هر جا نداری در هوا و همه اهل آسمان و زمین، برای آموزگار نیکی، آمرزش می خواهند».همچنین آن حضرت در جای دیگری سه بار می فرماید: «خدایا! آموزگاران را ببخشای» و سپس افزود: «و عمرشان را طولانی کن و کسب و کارشان را رونق بخش».برترین بخشندهمعلمان و آموزگاران از سوی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم ،بخشنده ترین انسان ها دانسته شده اند. آن حضرت می فرماید: «آیا شما را از برترین بخشنده آگاه نسازم؟ خداوند، بخشنده ترین است و من، بخشنده ترین فرزند آدم علیه السلام هستم و بخشنده ترین کس پس از من، فردی است که دانشی می آموزد و آن را منتشر می کند».مجاهد راه خداتعلیم دهندگان علوم و آموزگاران ارجمند جامعه، همانند مجاهد در راه خدا هستند؛ زیرا در راه پرورش شاگردان، از هیچ کوششی فروگذار نمی کنند. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید: «هرکس به مسجد من بیاید و هدفش، جز یاد گرفتن یا یاد دادن نیکی باشد، مانند مجاهد در راه خداست و هر کس برای غیر از این بیاید، چون کسی است که به تماشای کالای دیگران آمده است».برتر از عابداز پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم درباره دو مردی از بنی اسرائیل پرسیدند که یکی از آنها دانشمند بود و نماز واجبش را می خواند و سپس نیکی ها را به مردم یاد می داد، و دیگری که روز را روزه می گرفت و شب به عبادت برمی خاست؛ کدام یک برترند؟ حضرت پاسخ داد: «برتری این دانشمندی که نماز واجب را می خوانْد و سپس می نشست و به مردم می آموخت، بر آن عابد که روز را روزه می گرفت و شب برمی خاست، مانند برتری من بر پایین ترین فرد شماست».دورترین فردمعلمان، وظیفه سترگی در برابر شاگردان برعهده دارند و رفتار آنان، از نگاه تیزبین دانش آموزان پنهان نمی ماند. گاه دیده شده که رعایت نکردن عدالت میان دانش آموزان، بعضی از آنها را از مدرسه و علم آموزی فراری داده است. در واقع معلمان وظیفه دارند افزون بر آموزش دانش آموزان، همه آنها را به یک دید بنگرند و هیچ تفاوتی میان آنان نگذارند. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید: «دورترین مردم از خدا، آموزگار کودکانی است که میان آنها به مساوات رفتار نکند».شکر نعمتهر نعمتی در درگاه خداوند نیاز به شکرگزاری دارد و خداوند نیز در صورت شکر نعمت، آن را افزون تر می کند. شکر نعمت دانش، بخشش و گستراندن آن در جامعه است. امام علی علیه السلام می فرماید: «سپاس گزاری دانشمند بر دانشش آن است که آن را به مستحقش آموزش دهد». امام صادق علیه السلام نیز در این باره فرموده است: «هر چیزی زکاتی دارد و زکات دانش، آموختن آن به دیگران است».الگوی مناسبدرس دادن، بهانه ای است تا دانش آموز در کنار درس خواندن، در پی نیاز روحی و روانی اش پا را از محیط خانواده فراتر گذارد و وارد فضای گسترده تری به نام مدرسه شود و در آنجا، بر دانسته ها و توانایی ها خود بیفزاید. دانش آموز در پی سرمشقی کامل تر و تواناتر است تا با پیروی از او، خود را از نظر فضیلت های اخلاقی، همانند او گرداند. از این نظر، معلم به سبب برخورد رویارو با دانش آموز، موقعیت ممتازی دارد. ذهن فراگیر دانش آموز، پیوسته از تمامی رفتار و گفتار معلم الگو می گیرد. بنابراین، معلم باید بکوشد خود را به عنوان الگوی مناسب تقویت کند و به اخلاق انبیا و اولیا آراسته گردد.حق دانش آموزانرابطه سالم و جهت دار میان معلم و دانش آموز، از مهم ترین عوامل موفقیت معلم به شمار می آید. از این رو، شایسته است معلم برای برقراری این رابطه سازنده، نخست با دانش آموز رابطه ای عاطفی برقرار کند تا زمینه را برای ارتباط فکری و علمی آماده سازد. امام سجاد علیه السلام وظیفه معلم را در مورد شاگرد این گونه بیان می کند: «اما حق کسانی که به شنیدن کلام تو نشسته اند، این است که بدانی خداوند تو را سرپرست و حافظ حقوق آنان قرار داده است و تکلیف تو آن است که آنان را به بیشترین بهره ممکن برسانی. همواره با دانش آموز به خوشخویی و نرمی رفتار کن. این مسئولیت را به خوبی انجام ده و نیازهای معنوی آنان را برآورده ساز. نیز در مورد آنان، خیرخواه و نصیحت گر باش».رسیدگی به شاگردانرسیدگی به وضعیت شاگردان، به ویژه در روزهای بیماری، از ویژگی های معلمان برتر است. یکی از شاگردان امام خمینی؛ می گوید: «امام اگر پی می بردند طلبه ای زحمتکش است و درس می خواند، خیلی برای او احترام قایل بودند. در ایام طلبگی، در قم به بیماری سختی دچار شدم. آن مقدار که امام در مدت بیماری به من مهربانی کردند و از من مراقبت نمودند، اگر پدرم در قم کنند».(۱) بود، به این شکل از من مراقبت نمی کرد. این تنها به این دلیل بود که من طلبه ای بودم غریب و در قم درس می خواندم، و روحیه شاگردپروری و غریب نوازی ایشان، موجب شده بود از من مراقبتانجام وظیفهیکی از شاگردان شهید رجایی می گوید: براساس رسمی نادرست، یک سال دو سه روز مانده به پایان اسفندماه، بچه ها کلاس ها را تعطیل کرده بودند. آقای رجایی را دیدم که سر ساعت وارد کلاس شد و بعد از مدتی، با دستی گچی از کلاس بیرون آمد. به سرعت وارد کلاس شدم و با می گویم». شگفتی دیدم مطالب درسی جدید را بر تخته نوشته و پیامی به این مضمون به دانش آموزان داده است: من برای انجام وظیفه به کلاس آمدم و درس را نوشتم.معلمی، عشق و هنرمعلمی، ارزش بسیار والایی در نزد بزرگان ما دارد. آنان به هر شیوه ممکن، از معلمان و مقام پرارج آنان یاد کرده اند تا بدین وسیله، انسان ها را از مقام ارزشمند آنان آگاه سازند. شهید رجایی می فرماید: «معلمی شغل نیست؛ معلمی عشق است. اگر به عنوان شغل انتخابش کرده ای، رهایش کن و اگر عشق توست، مبارکت باد». معلمی، هنری است که با درهم آمیختن عشق و علم، جامعه ای را می سازد و به جایگاهی والا می رساند. به اسکندر گفتند: چرا معلم خود را بیش از پدر، بزرگ می شماری؟ گفت: «زیرا پدر من، مرا از عالم ملکوت به زمین آورده و استاد، مرا از زمین به آسمان برده است».شغل پیامبراناسلام، معلمی را بسیار مقدس برمی شمارد؛ به طوری که خدای متعالی آن را شغل پیامبران قرار داده و در آیه ۱۶۴ سوره آل عمران و آیه ۲ سوره جمعه، به این مطلب تصریح کرده است. معلم، انسان مقدسی است که تأثیر کلام وی، بیشتر از تأثیر کلام پدر و مادر است. در تاریخ، شواهد فراوانی بر این مسئله وجود دارد؛ از جمله اینکه فرزند یزید وقتی در سال ۶۴ه .ق به حکومت رسید، چهل روز پس از خلافت، در یک سخنرانی، تمام کارهای پدر و جد خود را ناشایست خواند و آنان را غاصب عنوان کرد و لعن نمود و سپس خود را از خلافت خلع کرد. وی ۲۵ تا ۴۰ روز پس از این ماجرا، در ۲۱ سالگی از دنیا رفت و به گفته برخی، او را مسموم کردند. بنی امیه پس از بررسی، چنین نتیجه گرفتند که معلم او «ابن مقصومی»، دوستی علی علیه السلام را در او به وجود آورده است. پس او را دستگیر کردند و زنده به گور نمودند.هنر معلمهنر معلمی این نیست که فقط به تدریس بپردازد، بلکه او باید روحیات انسانی را در شاگرد پرورانده و روحیات غیر انسانی او را از بین ببرد. همه خلفای اموی از طاغوت های خودکامه بودند و با خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دشمنی می کردند، ولی در این میان، عمربن عبدالعزیز (هشتمین خلیفه اموی) راه اعتدال در پیش گرفت. او فدک را به فرزندان حضرت زهرا۳ برگرداند و اهانت به نام علی علیه السلام را که معاویه پس از شهادت آن حضرت رواج داده بود، ممنوع کرد. خود او می گوید: «سخن معلمم درباره امام علی علیه السلام و نیز گفتار پدرم در سینه ام استقرار یافت و با خدا عهد کردم اگر روزی زمام حکومت به دستم رسید، سنت زشت اهانت به علی علیه السلام را ممنوع سازم. بنابراین، وقتی به حکومت رسیدم، به عهد خود وفا کردم».مدال پرافتخاریک سال به آقای رجایی خبر دادند که معلم نمونه شده است، آیا حاضر است برای دریافت مدال معرفی گردد. او با بی تفاوتی گفت: «آن را لازم ندارد» و در مقابل تعجب مدیر و دیگران گفت:«اگر دانش آموزی به هنگام تدریس، درسش را خوب بفهمد و لبخند رضایت بر لبانش نقش بندد، همان مدال معلم است و به آن افتخار خواهد کرد».ثواب آموزش در احادیث معصومان:امام باقر علیه السلام : هر کس یک باب هدایت آموزش دهد جو با آموزش خود، دروازه ای از هدایت را بگشایدج، برای او همانند پاداش کسی است که به آن عمل کند و از پاداش عمل کنندگان به آن نیز چیزی کاسته نمی شود.(۲)امام صادق علیه السلام : هر کس (کار یا علم) نیکویی را به دیگری بیاموزد، برایش همانند پاداش کسی باشد که به آن عمل کند. جراوی می گوید:ج عرض کردم: اگر دانش آموز آن علم را به دیگری بیاموزد، آیا باز هم پاداشی برای معلم اولی هست؟ حضرت فرمود: اگر به همه مردم (هر یک به واسطه دیگری) آموزش دهد، برای او همانند آن پاداش (هر کسی که به آن علم عمل کند) هست. راوی می پرسد: حتی اگر معلم اول از دنیا برود؟ امام صادق علیه السلام پاسخ می دهند: حتی اگر مرده باشد نیز همانند ثواب هر کس که به آن علم عمل کند، بعد از مرگ نیز برای آن علم نخستین معلم خیر منظور می شود.پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم : اگر کسی علمی را یاد گیرد و آن را به مردم بیاموزد، این کار او صدقه است.پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم : بهترین صدقه، این است که انسان علمی را یاد گیرد و سپس آن را به برادر خود آموزش دهد.معلم از نگاه امام خمینیشغل معلمی همان شغل انبیاست. پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم معلم همه بشر است و بعد از او حضرت امیر علیه السلام باز معلم همه بشر است.وظیفه معلم، هدایت جامعه است به سوی اللّه .شما معلمین، یک شغل بسیار شریف دارید.معلم، امانتداری است که غیر از همه امانت ها، انسان امانت اوست.کلید سعادت و شقاوت یک ملت، دست جقشرج فرهنگی است.شما باید خیلی توجه داشته باشید که شماها یک مردم عادی نیستید؛ شما معلم نسلی هستید که در آتیه، همه مقدرات کشور به آن نسل سپرده می شود.صلاح و فساد یک جامعه، به دست مربیان آن جامعه است.این نونهالانی که امید آتیه کشور اسلامی هستند، اینها امانت هایی هستند در دست معلمین.توجه کنید که دوره مدارس، مهم تر از دانشگاه است؛ چرا که رشدعقلی بچه ها در این دوره شکل می گیرد.جوانان عزیزی که استقلال و آزادی کشور در آینده منوط به تربیت صحیح آنان است، قائل باشند. دستگاه های آموزشی متعهد و دل سوز برای نجات کشور، اهمیت ویژه ای در حفظ نوپایان و آیندگان دارد.
تاریخ انتشار : دوشنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۴ |
نوشته شده توسط : افسر جنگ نرم
 

وبلاگ " با ولایت زنده ایم "


تاریخ انتشار : یکشنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ |
نوشته شده توسط : افسر جنگ نرم

دست هايت بوي خدا مي دهد پدر، چه وقتي ترجمه الرحمان و رحيم مي شوي روي سر و صورتم، چه وقتي دستانت در قنوت، آسمان نيايش را به زمين خواهش گره مي زند، چه هنگامي که به سعي و تلاش بر سبيل جهد و جهاد، به لقمه هاي حلال، سفره خانه را پر از روشني مي کني. برکت نام پرشکوه نان هايي است که تو بر سفره مي گذاري و نعمت حضور گرم توست که رحمت را به بسم ا... الرحمن الرحيم، آغاز سفره مي کني. آخر فرموده اند :کالمجاهد في‌سبيل ا... است مردي که براي رساندن روزي حلال به سفره خانه اش تلاش مي کند، آن گونه که تو با دست هاي خدا نشانت مي کوشي.

تو که جلودار باشي پدر، من با همه يقينم پشت سرت گام برمي دارم و مي دانم کوچه هايي که پشت سر تو طي شود به بهشت ختم خواهد شد. نه، به بهشت آغاز خواهد شد و مگر پاياني دارد بهشت که به بهشت ختم شود؟ نه آغاز خواهد شد، آنجا که به هر سلام خداوندي، انسان شکوهي افزون تر و نورانيتي زيباتر مي يابد.

آري پدر، تو که جلو هستي من خاطرم جمع است مي دانم گام هايت به سوي خداست پر از ايستادن و مگر نه اين که تو خود، قبله را نشانم دادي، خودت ايستادن به يا علي را به من آموختي و انگشت اشاره همان دست خدايي ات، ادامه راه را نشانه گذاري کرد؟ من اگر به يا علي برمي خيزم، اگر واژه هايم را براي توسعه روشني چراغ مي کنم، اگر نگاهم، ساحت آيه آيه قرآن مي شود، اگر... همه اين ها را از تو مي دانم. از تو که ايمانت به خداي علي و راه علي سرشار يقين بود.

اي پدر! به نامت که مثل نام همه پدرها به ياد علي عليه السلام شکوه يافته است، به روزت که روز عيد ميلاد مولاست قسم خورده ام، تو را، در پرشکوه ترين واژه ها ترجمه کنم تا همگان بدانند همه پدرهاي اين حوالي با نام پرافتخار علي تعريف مي شوند، حالا شناسنامه هاشان به هر نام که باشد، فرقي نمي کند، مهم اين است که شناسه همه پدرها علي است.


تاریخ انتشار : شنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ |
نوشته شده توسط : افسر جنگ نرم

 فرزند جانبازعروج یافته کاظم آقالو حسینی به مناسبت ولادت حضرت علی (ع) و روز پدر، نامه ای برای پدر آسمانی خود به پایگاه خبری زاهدانه ارسال کرده است که در زیر می خوانیم.

بابا جون سلام

نمی دونم به سلامم جواب میدی یانه؟نمی دونم با من قهری یا نه؟میدونی چرا دارم این سوالا رو ازت می پرسم ... بابا دلم خیلی برات تنگ شده خیلی روزا که دلم می گیره با مامان میام سرمزارت آروم  باهات درددل می کنم اشک می ریزم ومامان سالهاست که نظاره گر اشکهای منووخواهرامه. سالهاست گرمای پر مهر دستانت نوازشگر وجودم نبوده ، اما عشقت ، مهرت و ایثارت همیشه سایه گستر زندگیم هست.

امسال دوباره روز پدر شد ومن آمدم به دیدنت امادر حسرت گرفتن هدیه ای برای این روز همچنان آه می کشم. دلم می خواست مثل بقیه بچها باشوق وذوق برات کادو می خریدم اما هدیه ی من 10 سال برای تو فقط خواندن فاتحه ،آوردن آب وگلاب ویک جعبه خرما شده.
بابادوسالم بودم که رفتی اما من حاضرم تمام این چندسال زندگیم رو بدم تا فقط یکبار دیگه منو توآغوشت بگیری، باباجونم دلم برای لبخندت تنگ شده،نیستی ببینی چقدر دلم شکسته وچقدر نیاز به دستای نوازشگر وقلب مهربونت دارم. بابا می دونی چی تومدرسه بیشترازهمه آزارم میده؛ بچهایی که با پدراشون میان یا وقتایی که معلم اول دبستانم می گفت بابا آب داد من بغض می کردم ...
باباجون یاسمن دختر کوچیکت امسال قرار امتحان نمونه بده همه دوستام میان میگن بابامون بهمون قول داده قبول بشیم برامون کادو بخره خوب بابا منم دلم میخواد بگم بابام... اما نه من که بابا ندارم
بابا خانم معلم گفته واسه هفته آینده انشایی در مورد پدر بنویسیم همه از باباهاشون خاطره دارن من ازچی بنویسم ! از روزای نبودنت از روزایی که دوساله بود منو گذاشتی رفتی ،از روزای یتیمی ،از شبایی که بخاطر نبودت اشک ریختم یا از روزهایی که می نوشتم بابا آب داد اما اشکام رو صورتم سر میخورد، از روزایی کهدلم می خواست مثل خیلی از بچها با بابام برم پارک اما ... از چی بنویسم بابا
بابا خُوب یادمه منو رو شونه هات می زاشتی همه جا می بردی ، عکسای اون روزا تنها خاطرات الان منه دلم بودنت رومی خواد خیلی بهت نیاز دارم اما نیستی.
کاش بودی تا روز پدر بابوسه ای بر دستانت من هم سایه پدری را برسرم احساس می کرد. دوستت دارم، روحت شاد

از طرف دختر کوچکت ،یاسمن


تاریخ انتشار : شنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ |
نوشته شده توسط : افسر جنگ نرم
یک پدر بخشنده آب و گل است / یک پدر روشنگر جان و دل است/ لیک اگر پرسی کدامین برترین / آنکه دین آموزد و علم یقین

روز و هفته معلم بر همه ی معلمان مبارک باد .


تاریخ انتشار : جمعه یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ |
نوشته شده توسط : افسر جنگ نرم

امشب حـــرم خــــدا حــــرم شد        از مقـــــدم یار محتــــــرم شـــــد
كعبه شده است محو و مدهـوش          دیوار ز هـــــم گشـــــــوده آغوش
در زمزمــــــه‌های آب زمـــــــــزم         آوای علی علیست هــــــــــر دم
 
تاریخ انتشار : جمعه یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ |
نوشته شده توسط : افسر جنگ نرم
به گزارش خبرنگار زاهدانه ،به سرآستين پاره کارگری که ديواری را می چيند و به تو می گويد، ارباب، به پسرکي که آدامس مي فروشد و تو هرگز از آدامس هايش نمی ‌خری، به جوانی که گونی کارش را روی کولش انداخته و در کوچه ها برای امرار معاش جار می زند، نخند، نخند که دنيا ارزشش را ندارد، تويی که هرگز نمی دانی چه دنيای بزرگ و پردردسری دارند آدم‌هايی که هر کدام برای خود و خانواده شان همه چيز و همه کسند، آدم هايی که برای کسب روزی تقلا می کنند، بار می برند، کهنه می ‌پوشند، سرما و گرما می کشند و گاهی هم خجالت ...سکوی چهارراه ها و پياده روهای خيابان های اصلی شهر مخصوصاً ميدان دروازه خاش، فلکه شرکت نفت،فلکه مشاهیر و ... پر است از آدم هایی که هر کدام به نوعی سفره خانواده هايشان را با لقمه نانی پر مي کنند. مردانی که درآمد روزانه شان بستگی به زور بازويشان دارد و هر روز با اين نگرانی از خانه بيرون می روند که مبادا امروز کاری پيدا نکنند و شرمنده نگاه زن و فرزند خود شوند. کارگری که سفره هر شبش محتاج زور بازو و اقبال همان روزش است و بس.
دردناک است ديدن چشم هايی که بر سر چهارراه انتظار می کشند و به دنبال هر ماشينی می دوند تا شايد روزی آن روزشان رقم بخورد.نمي دانم تا چه زمان اين کارگران بايد چشم انتظار تدبير مسئولان برای رقم زدن فردايی روشن باشند، فردايی که بيمه شوند و تضمينی برای کارشان وجود داشته باشد تا اگر اتفاقی برايشان بيفتد زن و فرزندشان آواره نشوند.وقتی نه وزارت کار، نه اداره بيمه و نه هيچ سازمان ديگری از کارگران حمايت نمی کند، تکليفشان چيست؟متناسب نبودن نيروی کار با فرصت های شغلی، باعث شده، تا اين افراد به هر کار سختی تن دهند و هيچگونه تضمينی برای ادامه فعاليت و تأمين مخارج زندگی شان نداشته باشند. هيچ دقت کرده ايد که حقوق و مزايای کار کارگران مشخص نيست و معلوم هم نمی شود چه زمانی بازنشسته خواهند شد و در صورت رخ دادن حادثه ای، فرد يا سازمان خاصی از آنها و خانواده هايشان حمايت نمی کند.آنها حتی حق اعتراض به صاحب کارشان را هم ندارند و ... پس شايد هيچ وقت امثال من و شما نتوانيم کارگری را درک کنيم که نگاه منتظرش به خيابان ها خيره شده، و در خم کوچه پس کوچه های زندگی به دنبال يافتن لقمه نانی حلال می چرخد. دل مردی که نان آور خانه است و چشم زن و فرزندش هر روز به در دوخته شده اگر با دستانی خالی به خانه بازگردد به درد می آيد، اما چه کند با اين روزگار عجيب؟ چه کسی مي تواند بفهمد حس کارگری را که وقتی کارگيرش نمی آيد فرزندانش با شکم گرسنه به خواب می روند؟ وقتی غيرت و مردانگی اش اجازه ماندن درخانه را نمی دهد و گرما و سرما را تحمل می کند تا شرمنده نگاه خانواده اش نباشد؟ و وقتی که شرمنده نگاه های فرزندش می شود؟...کليد رفع اين مشکلات در دست چه کسانی است. اميد است که چتر حمايتی قانون کار برسرکارگران گسترده شود و مسئولان مشکل کارگران چهارراهی را مشکل خود بدانند و برای رفع آن از هيچ کوششی دريغ نکنند. و اما از آنجا که بحث عدالت اين روزها مطرح است و اکثر مسئولان اعلام مي کنند که با دردهای اين قشر جامعه آشنا هستند به نظر شما سهم اين کارگران از زندگی چقدر است؟ آيا اين است معنای همدردی، عدالت و ...


تاریخ انتشار : جمعه یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ |